حرف های جنسی تو جلسات اول خواستگاری + خواستگارم خیلی موفق نیست !!

اتاق سوال و جوابدسته بندی: ازدواجحرف های جنسی تو جلسات اول خواستگاری + خواستگارم خیلی موفق نیست !!
هم خونه عضو سایت 3 سال قبل

سلام
دختری ۲۷ ساله هستم.خواستگاری دارم که از خیلی جهات با هم تفاهم داریم وهر دو مذهبی هستیم(اهل انجام واجبات و ترک محرمات و متعصب هم نیستیم). در مقدمه بهتر است این مسئله را هم بگویم که ایشان از زمانی که به دنیا آمدند از نعمت پدر محروم بودند و با مادرشون زندگی میکنند. مسئله ای برایم درگیری ذهنی زیادی ایجاد کرده است و چندین سوال داشتم که بسیار ممنون میشم جواب بدهید چون واقعا روم نمیشه از کسی بپرسم وشما به عنوان یک مرد که مشاور هستید پاسخ بهتری خواهید داد.ایشان در جلسه دوم خواستگاری و صحبت هایی که می شد یک خط در میان به روابط جنسی لینک میدادند و طوری شد که آخر سر من از ایشان پرسیدم شدت تمایلات جنسی شما بین عدد ۱ تا ۵ چقدر است و ایشان در جواب گفتند خیلی خیلی زیاد(علاوه بر این بیان کردند به عدد بی نهایت علاقه مند به بوسیدن و ناز و نوازش و در آغوش گرفتن همسرشان هستندو حتی دوست دارند دربرخی مواقع همسرشون پیش قدم برای رابطه باشه). و من در جواب همین سوال و در مورد خودم به ایشان گفتم فکر میکنم بین ۳ و۴ . البته من تاکنون این رابطه را با کسی تجربه نکرده ام و دقیقا نمیتوانم نظری در مورد خودم بدهم ولی میدانم که سرد مزاج نیستم. من تاکنون خواستگارانی داشتم که تا ۴ جلسه هم صحبت داشتیم ولی حرفی از روابط جنسی نمی زدند برای همین علاقه وشور ایشان برای سکس  که آن هم در جلسه دوم ابراز کردند مرا ترساند. من میدانم که این مسئله برای مردها خیلی مهم است ولی از این می ترسم که ایشان توقعاتی بیش از توان من در آینده داشته باشند. چرا که در سوالاتشون مطرح کردند اگر زنی نتواند نیازهای همسرش را بر آورده کند و از طریق گفتگو و مشاوره هم مشکل حل نشود، اگر آن مرد به سراغ زن دیگری برود تا با او به نیازهایش پاسخ دهد نظر شما چیست؟ به نظر من مسلما هیچ زنی خیانت همسرش را نخواهد پذیرفت و من با توجه یه شناختی که از خودم دارم شاید هرگز در این موقعیت نتوانم همسرم رو ببخشم .وقتی جواب این سوال رو از خود ایشون خواستم گفتند من تمام سعی ام را میکنم که در آن زندگی بمانم و این موضوع را هر چند سخت  به عنوان قسمت و امتحان خدا بپذیرم. سوال اول: درسته ایشون گفتند سعی شون رو میکنند ولی اگر در چنین موقعیتی نتوانند چه؟ به هر حال مسئله غریزه و شهوت هست.این غیر طبیعی نیست که در جلسه دوم و این قدر زود به سراغ بیان این مسائل رفتند؟(حتی ایشون بیان کردند که بعد از گذشت سالها و مادر شدن همسرشون هم نمیخواهند که توجه وتمایل خانمشون به نیازهای جنسی شون کاهش پیدا کنه)علاوه براین من واقعا خودم را دختر پاکی میدانم که در دوران مجردی تمام سعی ام را کرده ام که حتی در حد بگو و بخند بی جا با پسران به همسر آینده ام خیانت نکنم. و همیشه هم از خدا همسر پاکی(همون طور که در قرآن وعده داده) طلب کردم. ایشون ۲۹ سالشونه و به گفته خودشان از پارسال اقدام به ازدواج کردند و خواستگاری رفتند.سوال دوم: برای من سوال است که تا الان چطوری تحمل کردند و من از این نیز می ترسم که نکنه در دوران تجرد به خاطراین گرم مزاجی زیاد رابطه نامشروعی خدای نکرده برقرار کرده باشند. به نظر شما من در این مورد از ایشون سوال کنم ؟، چون برام خیلی مهمه.سوال سوم: کلا برای شناخت بیشتر جنسی ایشون و هماهنگی شون با من( چون میدانم متاسفانه این مشکل اکتر طلاقها در ایران است ) چه سوالاتی از ایشون بپرسم. مثلا از تنوع طلبی و تعداد دفعاتی که میخواهند در طول ۱ هفته با هسرشون رابطه داشته باشند و …..سوال کنم؟ اصلا این چیزی هست که با گفتگو قابل درک باشه، چون متاسفانه این مسائل واقعیت شان را بعد از ازدواج نشان میدهند.این راهم ذکر میکنم که گرچه من به رابطه جنسی ازدواج تمایل دارم ولی آنچه ورای این رابطه برام اهمیت داره عشق و علاقه است که دوست دارم طعم لذت بخشش رو در زندگی با همسرم بچشم. من هنوز احساس خاصی نسبت به ایشون ندارم(البته ازشون بدم هم نمی یاد)و این را هم بگویم که چهره شون از من معمولی تر است و من دوست داشتم چهره همسرم کمی بهتر باشه . سوال چهارم: من نمیخواهم دلیل اصلی شون از ازدواج با من ارضای نیازهای جنسیشون باشه. به طور کلی من خواهان سکس عاشقانه با همسرم هستم نه چیزی غیر از آن. به نظر شما این موضوع را چگونه میتوانم بفهمم؟و سوال پنجم:من در زندگی و تحصیل فرد سخت کوشی بودم. همیشه آرزو داشتم همسرم فرد موفق(در کار و تحصیل) و زبر و زرنگی باشه طوری که بتونم بهش افتخار کنم. ایشون خیلی این طور نیستند و موفقیت های چشم گیری ندارند. البته الان دانشجوی کارشناسی ارشد هستند در دانشگاه آزاد و در یک سازمان دولتی هم یک کار معمولی دارند. همین طور از رویاهای من این بوده که بتوانم با همسرم برای ادامه تحصیل به خارج از ایران بروم و بعد برگردم ولی خواستگارم به خاطر وابستگی مادرشون به ایشان (همان طور که گفتم از کودکی با مادرشون تنها زندگی می کردند)بازگو کردند که با وجود علاقه ای که به تحصیل در خارج از ایران دارند ” تنها گذاشتن مادرشون” یک مانع بزرگ براشون محسوب میشه که چون مادر هم تمایلی به خارج رفتن همراه پسرندارند ممکنه کلا از این قضیه صرف نظر کنند. به نظر شما ممکنه این آرزوی من بعد از ازدواج یا ایشون برایم مشکل ساز بشه و مثل یک عقده برام باقی بمونه و حسرت زنهایی رو بخورم که مردان این چنینی دارند؟

هم خونه عضو سایت پاسخ داده شده 3 سال قبل

منبع این سوال مشاور۴۱ هست

3 پاسخ
مازیار شاهسون عضو سایت 3 سال قبل

منبع پاسخ: سایت مشاور۴۱

(این پاسخ الزاما نظر شخصی خود بنده محسوب نمیشه به خصوص که در این پاسخ نرسیدن به آرزو و هدف چندان مهم تلقی نشده که از نظر من همچین چیزی با مرگ فرقی نداره

  • همچنین در زمینه رابطه جنسی و چهره و … به طور کل به نظر من حتما باید به فرد مقابل کشش جنسی وجود داشته باشه وگرنه بعد ازدواج مشکل به وجود میاد و اینکه ظاهر عادی میشه طبیعیه اما اینکه شما کشش نداشته باشید به کسی طبیعی نیست! همچنین توی کشور ما که تا الان سنتی بوده و خانم ها رابطه جنسی رو بعد ازدواج تجربه میکنن،‌اصلا نمیشه یک خانم رو سرد یا گرم دسته بندی کرد. چه بسا بعد از تجربه رابطه، میل جنسی خانم بسیار زیاد بشه اما میل آقا فروکش کنه. پس معیار اولیه باید شخصیت فرد مقابل باشه که با اولین مشکل نره سراغ یکی دیگه. مذهبی و غیر مذهبی هم نداره! آدمی که شخصیت درستی نداشته باشه،‌اگر مذهبی باشه میره همسر دوم یا صیغه ای اختبار میکنه و اگر مذهبی نباشه میره رابطه های متعدد برقرار میکنه! روی ملاک های خودمون حساس باشیم! )

 

خب اگر میخواین نظر کارشناس سایت مشاور۴۱ که کارشناس مذهبی و فکر کنم از روحانیت هستند رو بخونید، ادامه رو ببینید:

(بیشتر…)

babak 1 سال قبل

آقای مازیار….چرا راهنمایی غلط به مردم میکنید؟!تموم چیزهایی که گفتین برعکسش صادقه

هم خونه عضو سایت پاسخ داده شده 1 سال قبل

دوست عزیز، ما همه اینجاییم که نظرات خودمون رو بگیم و تجربیاتمون رو با هم به اشتراک بذاریم، خب اگر شما نظر متفاوتی دارید خوشحال میشیم بشنویمش…
یادمون باشه که همیشه انتقاد کردن خیلی ساده تر از راهکار دادنه

ستاره 1 سال قبل

من میگم بذار اینقدر …که خسته بشه
بعدا که توانشو از دست داد حسرت همچین روزایی رو میخوری….

پاسخ شما

6 + 12 =

رفتن به نوار ابزار